




جمعی از نخبگان و آقای مهندس پیمان مدیر روزنامه بین المللی مهد آزادی
در کنار قرآن چرمی
............................................................................................





رونمائی قرآن چرمی در هجدهمین نمایشگاه قرآن کریم در تهران : ادامه مطب
لطفا به ادامه مطلب برويد ............
لطفا به ادامه مطلب برويد
* قبل از اینکه مرا محاکمه کنی، قدم برداشتن با کفش هایم را امتحان کن!
* يادمان باشد، زندگی دفتری از خاطره هاست ...
یک نفر در دل شب ...
یک نفر در دل خاک ...
یک نفر همدم خوشبختیهاست ...
یک نفر همسفر سختیهاست ...
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد، ما همه همسفریم.
|

زندگینامه سید اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی:
فایل های صوتی :
لطفا جهت دانلود به ادامه مطلب برويد ...
نخستین قرآن تمام چرم که توسط سعید بنای بخشایش کتابت شده در ماه مبارک رمضان در نمایشگاه بزرگ قرآنی رونمایی شد ...
تازههای کتاب و نرم افزارهای قرآنی در نمایشگاه قرآن رونمایی شد - Irna
خالق اثر : سعید بنای بخشایش
............................................................................................................................
مرحوم حاج ميرزا علي محدث زاده ( متوفاي محرم 1396 ه. ق)، فرزند مرحوم محدث عاليمقام حاج شيخ عباس قميرضوان الله تعالي عليها، از وعاظ وخطباي مشهور تهران بودند. ايشان ميفرمود
از حضرت رقيه (ع) ومرقد مطهر آن حضرت،در طول تاريخ، كرامات متعددي بروز كرده است . اينك توجه شما را به چند كرامت شگفت جلب ميكنيم:
يكسال به بيماري وناراحتي حنجره وگرفتگي صدا مبتلا شده بودم،تا جايي كه منبر رفتن وسخنراني كردن براي من ممكن نبود . مسلم، هر مريضي در چنين موقعي به فكر معالجه ميافتد، من نيز به طبيبي متخصص و با تجربه مراجعه كردم.
پس از معاينه معلوم شد بيماري من آن قدر شديد است كه بعضي از تارهاي صوتي از كارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.
طبيب معالج در ضمن نسخهاي كه نوشت دستور استراحت داد و گفت كه بايد چند ماه ازمنبر رفتن خودداري كنم وحتي با كسي حرف نزنم واگر چيزي بخواهم و يا مطلبي از زن و بچهام انتظارداشته باشم آنها را بنويسم،تا در نتيجه استراحت مداوم واستعمال دارو، شايد سلامتي از دست رفته مجددا به من برگردد.
البته صبر درمقابل چنين بيماري وحرف نزدن با مردم حتي با زن وبچه، خيلي سخت وطاقتفرساست،زيرا انسان بيشتر از هر چيز احتياج به گفت وشنود دارد و چطور ميشود چند ماه هيچ نگويم وحرفي نزنم وپيوسته در استراحت باشم ؟!
آن هم معلوم نيست كه نتيجه چه باشد.
برهمه روشن است كه با پيش آمدن چنين بيماري خطرناكي،چه حال اضطراري به بيماردست ميدهد اضطرار مياندازد، اين حالت پريشاني است كه انسان اميدش از تمام چارههاي بشري قطع شده و به ياد مقربان درگاه الهي ميافتد تا به وسيله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت كرده وا زدرياي بيپايان لطف خداوند بهرهاي بگيرد.
من هم باچنين پيش آمدي، چارهاي جز توسل به ذيل عنايت حضرت امام حسين (ع) نداشتم . روزي بعد ازنماز ظهر وعصر،حال توسل به دست آمد وخيلي اشك ريختم وسالار شهيدان حضرت اباعبدالله (ع) راكه به وجود مقدس ايشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم : يا بن رسول الله، صبر درمقابل چنين بيماري براي من طاقتفرساست. علاوه بر اين من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برايشان منبربروم.
من از اول عمر تا به حال علي الدوام منبر رفتهام و از نوكران شما اهل بيتم، حالا چه شده كه بايد يكباره از اين پست حساس براثر بيماري كنار باشم . ضمنا ماه مبارك رمضان نزديك است،دعوتها را چه كنم؟ آقا عنايتي بفرما تا خدا شفايم دهد.
به دنبال اين توسل، طبق معمول كم كم خوابيدم. درعالم خواب، خودم را در اطاق بزرگي ديدم كه نيمي ازآن منور وروشن بود وقسمت ديگر آن كمي تاريك.
درآن قسمت كه روشن بود حضرت مولي الكونين امام حسين (ع ) را ديدم كه نشسته است . خيلي خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلي را كه در حال بيداري داشتم در حال رويا نيز پيداكردم . بنا كردم عرض حاجت نمودن، ومخصوصا اصرار داشتم كه ماه مبارك رمضان نزديك است و من در مساجد متعدد دعوت شدهام،ولي با اين حال حنجره ا زكارافتاده چطور ميتوانم منبر رفته وسخنراني نمايم وحال آنكه دكتر منع كرده كه حتي با بچههاي خود نيز حرفي نزنم.
چون خيلي الحال وتضرع وزاري داشتم، حضرت اشاره به من كردو فرمود به آن آقا سيد كه دم درب نشسته بگو اشك بريزيد،ان شاءالله تعالي خوب ميشويد. من به درب اطاق نگاه كردم ديدم شوهر خواهرم آقاي حاج آقا مصطفي طباطبائي قمي كه از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران ميباشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ايشان ميخواست از ذكر مصيبت خودداري كند،حضرت سيد الشهدا(ع) فرمود روضه دخترم را بخوان. ايشان مشغول به ذكر مصيبت حضرت رقيه (ع) شد و من هم گريه ميكردم و اشك ميريختم، اما متاسفانه بچههايم مرااز خواب بيدار كردند ومن هم با ناراحتي از خواب بيدار شدم ومتاسف ومتاثر بودم كه چرا از آن مجلس پرفيض محروم ماندهام، ولي ديدن دوباره آن منظره عالي امكان نداشت.
هماه روز، و يا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس از معاينه معلوم شد كه اصلا اثري از ناراحتي وبيماري قبلي در كار نيست . او كه سخت در تعجب بود ازمن پرسيد شما چه خورديد كه به اين زودي وسريع نتيجه گرفتيد؟!
من چگونگي توسل وخواب خودم رابيان كردم. دكتر قلم دردست داشت و سرپا ايستاده بود، ولي بعد از شنيدن داستان توسل من بي اختيار قلم از دستش برزمين افتاد و با يك حالت معنوي كه بر اثر نام مولي الكونين امام حسين (ع) به او دست داده بود پشت ميز طبابت نشست و قطره قطره اشك بررخسارش ميريخت . لختي گريه كرد وسپس گفت : آقا،اين ناراحتي شما جز توسل وعنايت و امداد غيبي چاره وراه علاج ديگري نداشت
آن سر،كه خون او زگلويش چكيده است
|
اين گنج غم كه دردل خاك آرميده است
|
|
اين دختر حسين سراز تن بريده است |
|
1. ملا باسم | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | طفله رقیه | 666 | 0:05:40 | |
|
2. سید مجید بنی فاطمه | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | قاصدک بابای من گم شده، اونو ندیدی؟ | 415 | 0:03:19 | |
| 2 | منم رقیه تو ، سه ساله دختر تو | 1,419 | 0:08:03 | |
|
3. حاج مهدی سلحشور | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | یا رب به آل فاطمه دنیا چه می کند | 324 | 0:03:40 | |
| 2 | تا سر زدی در قلب شب | 553 | 0:04:42 | |
| 3 | دخترم گریه نکن، آسمونت آبی شده | 153 | 0:02:05 | |
|
4. حسین سیب سرخی | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | یا رقیه بنتُ الحسین | 754 | 0:05:10 | |
|
5. حاج محمد رضا طاهری | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه ست | 692 | 0:05:49 | |
| 2 | گفت ای عمه بیا تو در بر من | 895 | 0:12:17 | |
|
6. حمید علیمی | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | در این مصیبت چو نی بنالم | 513 | 0:04:22 | |
|
7. حاج محمود کریمی | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | کی گفته من بابا ندارم | 1,209 | 0:06:51 | |
| 2 | یه دختر سه ساله | 657 | 0:05:31 | |
| 3 | دختر آواره ی غم ها منم | 753 | 0:06:24 | |
| 4 | یا ابا المظلوم بابا حسین | 561 | 0:03:50 | |
|
9. حاج احمد واعظی | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | روضه حضرت رقیه (س) | 452 | 0:03:50 | |
| 2 | ای پدر ای پدر جان عمه بگو | 681 | 0:05:48 | |
| 3 | آن طرف طفلی سه ساله | 347 | 0:02:57 | |
| 4 | عجب رسمیه رسم زمونه | 618 | 0:05:15 | |
|
برای دانلود کردن مرثیه ها، روی آیکون |

سلام
بازهم جمعه و هوا هوای بغض شد
دلم چقدر دلگیر شد
چه لحظه های سختی ....
رفقا نمی دونم تا به حالا روز جمعه تو بیابان بودید یا نه !!؟
اون وقتی که رنگ آسمون عوض میشه خورشید رنگش سرخ میشه ...
اون لحظه ای که خورشید رنگ نورانی خودشو از دست میده و دیگه چشم از شدت نور اذیت نمیشه
اون وقت میتونی بشینی فقط خورشید رو ببینی ....بیابون غروب هایی عجیب داره ...
اونقدر سنگینه که می خواهی فریاد بزنی ولی نمی تونی !!!![]()
حالا میخوام یه بار دیگه بگم برا چی جمعه ها که وقت غروب میشه عالم میخواد از بغض بترکه ....
مادرمون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) روز جمعه که میشه لحظه هایی که خورشید میخواد غروب کنه اونقدر این لحظه ها حساس و براش عزیز بوده که هیچ وقت این لحظه ها رو از دست نمی داده....
زمانی که میخواد غروب بشه اون لحظه ای که خورشید نصفش در حال پنهان شدنه اون وقت دست به دعا بر میداشته دعا میکرده.....(*)
رفقا همین لحظه هاست که مهدی فاطمه (سلام الله علیها) دست رو به آسمان گرفته نجوا میکنه ....
آه آه آه حالا چی میگه ..... خدا خدا خدا ........الهی و ربی ...
آقا این جمعه هم آمدی .....
دید چی شد ؟ ما که نیومدیم ......
کجایند یاران با وفایت ...؟؟؟
آقا شرمندتم لایقت نبودیم ....
شرمنده حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شدیم...
شرمنده رسول الله صلوات الله علیه و آله شدیم ...
خدا خدا خدا ..شرمنده اتم حلالم کن...
آه ای خدا کی میخواهیم لایق بشیم ...
کی میشه که تکمیل بشن ؟!؟
خدا جان به حق حضرت زینب سلام الله علیها فرج امام زمان ارواحنا فداه برسان !!!
ای ای اااااااااااااااااااااای جانم حضرت زینب سلام الله علیها عزیز دل پنج تن آل عباء
ای مهربان فردا هم ولادت شما ست ....
یعنی تبریک بگم ؟
شما که از کودکی صبر صبر صبر ....
مصیبت مصیبت مصیبت دیدی من بیچاره چی بگم
یا ام المصائب یا بی بی جان شما صبر بده به این دل های بی قرار ...
شما دست به دعایی بردار در این لحظات سنگین و پردردغروب ؛ تا خدا به حرمت شما دل های بی لایق ما رو لایق کنه تا بتونیم کاری کنیم ....
تا اینکه بیایم دیگه جمعه ها پر بغض نشه دل حضرت مادر پر خون نشه!
مهدی روحی فداه چشماش اشکین نشه ....
بی بی جان قسم به لحظه های دیدن چشمانت به درب سوخته !
دعایی کن به این دلهای سوخته ....
بی بی جان شعله های حجیم آتش امان از طاقت ما برده ...
بی بی جان به ما صبری ده تا شویم صبور به غم های دل مهدی (ارواحنا فداه )
بی بی جان اونقدر حرف دارم که توان گفتن ندارم ....
بی بی جان حلال لمون که نشدیم لایق رکاب مهدی (ارواحنا فداه )....
کجا رفتی ای یوسف زهرا ....؟
ای خیمه نشین دشت و صحرا
بیا جانان نطر کن
این دل تیره و تار را با آه خویش آشنا کن
آه روح بی قرارم خسته گشته ...
ز تنهای رسم سفر ، خسته گشته...
بیا بیا بیا ای یوسف زهرا جانم فدایت ...
شوم قربانی لحظه های بی قرارت ...
........................................................................................
دليل تولد امام زمان (عليه السلام)
به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟
عقيده به مهدويت و منجي جهاني در اسلام امري مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدي (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين که در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟
دليل عقلي و نقلي قطعي داريم بر اين که حضرت مهدي (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکري (عليه السلام)، متولد شده اند:
1 ـ دليل عقلي: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفي حکم مي کند به اين که امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اکنون زنده هستند:
الف) در علم کلام به اثبات رسيده که «هيچ گاه زمين نمي تواند از حجت الهي، خالي باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است، در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول کافي، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مي رود و نابود مي شود.
ب) در علم کلام ثابت شده است «که امامان معصوم بعد از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگي از خاندان پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) مي باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است.
ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) ـ در سال 260 هجري قمري در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است.
نتيجه ي اين سه مقدمه اين است که حضرت مهدي (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسکري (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالي خواهند ماند.
2 ـ دليل نقلي:
الف) روايات: در روايات آمده است که حضرت مهدي (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسي بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقي (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسکري (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است.
از مجموع اين روايات استفاده مي شود که حضرت مهدي (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) در سال 260 هجري قمري به شهادت رسيدند.
ب) نقل تاريخي: مورخان شيعه و سني جريان تولد حضرت مهدي (عليه السلام) و زمان و مکان آن را ضبط کرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114.
ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدي (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادي حضرت را ملاقات کرده اند، مانند: حکيمه خاتون ـ عمه ي امام حسن عسکري (عليه السلام)ـ که شب تولد حضرت در خانه ي امام حسن عسکري (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسي، ص 141.
ابو نصر خادم، حضرت مهدي (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. کشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمي در زمان حيات امام حسن عسکري (عليه السلام) با جمعي براي زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام کودکي را مشاهده نمودند که مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين کيست؟ فرمود: «مهدي قائم آل محمد (صلي الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342.
در زمان غيبت هم افراد زيادي حضرت را ملاقات کرده اند، که در خصوص ملاقات با حضرت کتاب هايي نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.
التماس دعا ...
اعیاد شعبانیه ادامه مطلب

فاطمه بضعه مني: فاطمه پاره تن من است. براستي، آدميان خاكي به چه اندازه وجود مقدسه بيبي دو عالم، گوهر پنهان تبليغ، مطهره دوران يعني حضرت فاطمه زهرا (س) را ميشناسيم. ايام غم و اندوه فاطميه فرصتي است مناسب كه معرفت خود را نسبت به اين الگوي زنان و مردان عالم بيشتر كنيم.
فاطمه كيست؟ اوست كه وسيله امداد وجود خاتم در اين عالم است، جنبه فلكي آن حضرت كه نسل اوست، و جنبه ملكوتي آن حضرت كه دين اوست، به صديقه كبري باقي و برقرار است. اوست كه واسطه طلوع كواكب آسمان امامت است. افق زندگاني او مشرق حلم حسني و شجاعت حسينيه و عبادت سجاديه و ماثر باقريه و آثار جعفريه و علوم كاظميه و حجج رضويه و جود نقوي و هيبت عسكريه است.
از حسيني كه مصباحالهدي و سفينهالنجاه است تامهدي موعودي كه منتهياليه مواريث انبياء و (به رزق الوري) و (بوجوده ثبت الارض و السماء) است، ثمرات آن شجره طيبه است كه (اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي اكلها كل حين باذن ربها) و خلاصه كلام آن كه جوهر منكونه خزينه خداوند متعال از صدف عصمت اوست، و سراج منير نبوت انبياء از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدي به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرين گوهر مكنون اين صدف و كوكب دري اين فلك كسي است كه (يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً) و به وجود او (هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله) تاويل و به ظهور او (و اشرقت الارض بنور ربها) تفسير ميشود. بايد دانست كه قدر آن ليله القدري كه (منزل كتاب الله الاعظم) است مجهول و مقام آن كوثري كه (عطيه رب العرش العظيم) به رسولكريم است، از ادراك ما محجوب است.
آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولي كه (و ما ينطق عن الهوي) اعتراف كردند و منتقديني كه تمام قدرت خود را در تضعيف اسناد روايات فضائل اهل بيت عصمت به كار بستند از خدشه در سند اين حديث مانده و به صحت آن به تمام مباني و شروط مشايخ حديث شهادت دادند كه رسول خدا فرمود: (فانما هي فاطمه يضعه مني يريبني ما ارابها و يوذيني ما آذاها) و فرمود: (فاطمه يضعه مني فمن اغضبها اغضبني) از فاطمه به پارهاي از انيّت خود تعبير كرد. آن كس كه اول ما خلق و افضل من نطق است و اسم الله الاعظم در اسماء الحسني. و مثل الله علي في الامثال العليا است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود كه غضب او غضب خداست شمرده و اين مقام خاكي از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعكاس غضب خدا و رسول در غضب صديقه كبري است و به نقل فريقين به فاطمه فرمود (ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك) بالاترين مرتبه كمال انسانيت مقام عصمت است كه رضا و غضب، دائر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت كبري به آن است كه انسان كامل به جائي برسد كه به قول مطلق، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا غضب كند، فاطمه زهرا كسي است كه به قول مطلق، خداوند متعال به رضاي او راضي ميشود و به غضب او غضب ميكند و اين مقامي است كه منشاء خيرالكمل است.
فاطمه فاطمه است، اوست كه مشرق الانوار از نجوم آسمان ولايت و مخزنالاسرار كتاب هدايت است. اوست كه همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است كه خداوند در باب هفدهم در سفر تكوين تورات به حضرت ابراهيم خبر داد . اوست كه در مكاشفات يوحنا علامتي است عظيم كه در آسمان ظاهر شده، زني است كه آفتاب را در بردارد و ماه زير پاهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است.
او در سوره حم تاويل ليله مباركهاي است كه (فيها يفرق كل امر حكيم) اوست كه در قرآن مجيد جمع منحصر به فرد (شاءنا) است. او و شوهرش درياي نبوت و علمي هستند كه (مرج البحرين يلتقيان) به آن دو مؤول است. او در زمانه يگانه زني است كه خداوند متعال دعاي او را روز مباهله همطراز دعاي خاتم النبيين وسيدالوصيين قرار داده است. او در دهر، يكتا زني است كه تاج (انما نطعمكم لوجه الله لانريد عنكم جزاء و لا شكورا) را بر سر نهاده است.
اوست كه رسول خدا در شب معراج ديد كه در در بهشت نوشته شده است (فاطمه خيره الله) آري، احمد مختار بايد تا شايسته آن خيره الله باشد، اوست كه رسول خدا فرمود: (و ابعث علي البراق خطوها عند اقصي طرفها و تبعث فاطمه امامي) او را همان بس كه امام (امام الاولين و الاخرين) يوم النشور محشور شود كه تجلاي (يسعي نورهم بين ايديهم) است. آن هم نوري كه پيشاپيش كسي در روز جزا مبعوث ميشود كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را سراج منير ناميده و در آيه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصيت او همين بس كه اول شخص وارد بر بساط قرب (في مقعد صدق عندمليك مقتدر) است (اول شخص تدخل الجنه فاطمه) و چون در مستقر رحمت حق قرار گيرد انبيا يكسر به زيارت او بيايند (زارك آدم و من دونه من النبين).
او يگانه گوهري است كه خداوند متعال به بعثت پيغمبر خاتم بر مومنين منت نهاد و فرمود (لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم) و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود: انا اعطيناك الكوثر فصل لربك وانحر ان شانئك هو الابتر. خزائن علوم ائمه معصومين عليهالسلام بعد از قرآن مبين در سه كتاب مخزون مكنون خلاصه ميشود: جفر، جامعه، مصحف فاطمه. كه چون رسول خدا صليالله عليهوآله از دنيا رفت و صديقه كبري در فراق پدر به حزني شديد گرفتار شد بر طبق حديث صحيح از امام ششم جعفربن محمد الصادق عليهالسلام جبريل براي دلداري آن حضرت به خدمتش مشرف ميشد و او را از مكان پدر خبردار ميكرد و به آنچه بعد از او در ذريه او واقع ميشود خبر ميداد و اميرالمومنين عليهالسلام مينوشت. و آن مصحف گنجينه علم مايكون شد بايد دانست كه چه قدرتي در آن نفس قدسيه و چه جاذبهاي در آن بضعه حقيقت محمديه بود كه شديد القوي از افق اعلي و روح الامين از سدره المنتهي مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقيقت ميشد.
به اميد شفاعت آن حبيبه مرضيه
میلاد حضرت زهرا(س) ( محمد رضا طاهری) - قطره قطره ، ذره ذره ابر مهر خدا میباره ، لحظه لحظه اشک شوق از آسمونا خبر میاره [47 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/taheri027(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (مجتبی رمضانی) - توی دام عشق تو زنجیرم خانوم ، همیشه دامن تو میگیرم خانوم [25 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/ramezani002(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت حضرت زهرا(س) (مجتبی رمضانی) - عطر گل اقاقی همه جا پیچیده ، تو جانماز عالم یاس سپیده [24 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/ramezani001(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س)(سید مهدی میرداماد) - هرکسی امروز دل بیقراره همه وجودش مست نگاره [25 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/mirdamad010(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (سید مهدی میرداماد) - بهشت مال حیدره ، اجازه دست فاطمست ، بهشت حروم برکسی که حب زهرا نداره [25 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/mirdamad009(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (محمود کریمی) - منم منم کسی که شده خراب و دیونه ، تویی تویی کسی که حال دلمو میدونه یا زهرا [30 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi110(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (محمود کریمی) - شب مستی شب شیدا شدنه، شب تو عاشقی رسوا شدنه [27 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi109(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (محمود کریمی) - تو زندگی توای که بهونه دلمی همیشه حس میکنم تو خونه دلمی [23 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi108(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (محمود کریمی) - ذرهای میون دنیام ، قطرهای میون دریام با یک قلب صاف و ساده ، در به در به عشق زهرام [26 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi106(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (عبدالرضا هلالی) - اونی که جون زهرا برا غمش کبابه ، آیت الله العظمی ، حضرت بوترابه [18 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/helali060(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (سعید حدادیان) - همه شورم و غوغا همه شادم و شیدا ، شب تولد حضرت زهرا [18 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/hadadian019(www.BGH.ir).mp3
میلاد حضرت زهرا(س) (مجید بنی فاطمه) - بیپروا زدم به سیم آخر ، میگردم گرد شراب و ساغر ، از یمن قدوم پاک زهرا [16 کلیک]
لینک مستقیم: http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/banifatemeh022(www.BGH.ir).mp3+
علی جان!
بچه ها گرسنه اند.چیزی برای خوردن نداریم.چیزی هم برای فروش نداریم.اما چرا.چادر من هست.این چادر را بگیر و رهن بگذار و پولی تهیه کن تا مقداری غذا برای بچه ها تهیه کنیم.
اما کدام چادر؟
چادری وصله دار.وصله هایی با لیف خرما.
اشک در چشمان امیرالمومنین حلقه زد.نخواست دل فاطمه را بشکند.باشه فاطمه من.اما در دلش با خود می گفت این چادر...
چادر را گرفت و از خانه بیرون رفت.وارد بازار شد.به هر کس رسید موضوع را گفت.
چادر را بگیر و در عوض مقداری پول به من بده تا بعد قرضت را بدهم.
همه می خندیدند.
علی ! مگر این چادر پاره چقدر می ارزد؟
وای خدای من چادر ناموس خدا...
هیچ مسلمان نامسلمانی حاضر به این کار نشد.هیچ مسلمانی...
علی نا امید به راهش ادامه داد.چشمش به مغازه داری افتاد.آخرین امیدش بود.اما او یهودی بود.مسلمان این کار را نکرد چه انتظاری از یهودی می رود؟
حسنین گرسنه اند باید سعیش را می کرد.گرسنگی باید در کربلا به حسین و زینب برسد فعلا علی پدر حسین است مگر می شود علی باشد و حسین گرسنه بماند مگر می شود علی باشد و حسین تشنه بماند؟!
نزدیک مرد یهودی شد.
مرد می شود این چادر را برداری و در عوض پولی به من بدهی؟
یهودی نگاهی به چادر انداخت خنده ای کرد و گفت : این چادر مگر چقدر می ارزد؟
آخرین امید علی هم نا امید شد.
خواست که برود مرد یهودی قبول کرد و چادر را گرفت و پولی را به امیرالمومنین داد.
شب شد.مرد یهودی چادر را به خانه برد.تا نگاه همسرش به چادر افتاد تندی کرد که این چیست چرا این را قبول کردی.
گذشت.
زن یهودی ناگهان نوری را در خانه احساس کرد و از خواب پرید.
خدایا این نور چیست؟منبعش کجاست؟
به دنبال مرکز نور رفت.نه!خدای من مگر این چادر پاره چیست و برای کیست که این نور از آن ساطع می شود؟این چادر برای کیست؟!
شوهرش را بیدار کرد.مرد ببین این چادر چه نوری را ساطع می کند چادر را از چه کسی خریدی؟
گفت:نامش علی بن ابیطالب بود.داماد محمد پیامبر مسلمانان همسر فاطمه دختر پیامبر اسلام.
چشمهایشان گریان شد اشک بود که از چشمانشان سرازیر می شد.خدایا چرا اینقدر دیر راه را به ما نشان دادی.
زن و مرد یهودی همانجا بود که شهادتین را خواندند و به اسلام روی آوردند.
چادر را به روی دست گرفتند و به سوی خانه فاطمه حرکت کردند.
تا به خانه رسیدند در را زدند و ...
اما
این یک چادر بود که نور داشت و یهودی را مسلمان کرد.
اما من منبع نور دیگری هم در خانه دیگری دیدم.
خودم دیدی
زن خواب بود ناگهان نوری چشمانش را اذیت کرد و از خواب پرید.
پی منبع نور گشت.خدای من این نور از کجاست.
ناگهان چشمش به تنور افتاد.
بله تنور
تنور
درب تنور را برداشت
لا اله الا الله
سری را در تنور دید.نوری داشت به اندازه خورشید
فریاد زد
خولی
این سر چیست؟سر کیست؟در تنور چه کار می کند.
آمد خولی آمد و گفت:
سر حسین ابن علی است.
زن گریان وارد کوچه شد و به سر زنان بی هدف حرکت می کرد.
چند زن دیگر هم بودند.
یکی فریاد می زد مردم ببینید شوهرم سر پسر رسول الله را برایم غنیمت آورده
یکی دیگر می گفت:مردم این انگشت کیست؟
انگشترش برای کیست؟
یکی فراید می زد مردم!
این چادر پاره برای کیست؟
کدام زن بدون معجر شده؟
شوهرم چادر از سر مسلمانی کشیده و غنیمت آورده؟
لا اله الا الله
سلام علی قلب زینب الصبور
ستاره ی درخشان شام
مرحوم ایت الله حاج میرزا هاشم خراسانی در(( منتخب التواریخ)) مینویسد:
عالم جلیل ,شیخ محمد علی شامی که از جمله ی علما و محصلین نجف اشرف است به حقیر فرمود : جد امی بلا واسطه ی من , جناب اقا سید ابراهیم دمشقی , که نسبش منتهی میشود به سید مرتضی علم الهدی و سن شریفش از نود افزون بود و بسیار شریف و محترم بودند , سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند .
شبی دختر بزرگ ایشان , جناب حضرت رقیه بنت الحسین (ع) را در خواب دید که فرمود : (( به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من اب افتاده و بدن من در اذیت است ; بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند .))
دخترش به سید عرض کرد , و سید اهل تسنن به خواب ترتیب اثری نداد . شب دوم , دختر وسطی سید باز همین خواب را دید . به پدر گفت , و او همچنان ترتیب اثری نداد. شب سوم , دختر کوچکتر سید همین خواب را دید و به پدر گفت , ایضا ترتیب اثری نداد. شب چهارم خود سید مخدره را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند : (( چرا والی را خبر نکردی؟!))
صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را برای والی شام نقل کرد. والی امر کرد علما و صلحای شام , از سنی و شیعه , بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در بر کنند , انگاه به دست هر کس قفل درب باز شد , همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند.
بزرگان و صلحای شیعه و سنی , در کمال اداب غسل نموده و لباس نظیف در بر کردند . قفل به دست هیچ کس باز نشد, مگر به دست مرحوم ابراهیم. بعد هم به حرم مشرف شدند , هر کس کلنگ بر قبر میزد کارگر نمیشد تا ان که سید مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد . بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند, دیدند بدن نازنین مخدره میان لحد قرار دارد, وکفن ان مخدره مکرمه صحیح و سالم میباشد, لکن اب زیاد میان لحد جمع شده است.
سید بدن شریف مخدره را از میان میان لحد بیرون اورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز به همین قسم بالای زانوی خود نگه داشت و متصل گریه میکرد تا ان که لحد مخدره را از بنیاد تعمیر کردند . اوقات نماز که میشد, سید بدن مخدره را بر بالای شئ نظیفی میگذاشت و نماز میگزارد. بعد از فراق باز بر میداشت و بر زانو مینهاد تا ان که از تعمیر قبر و لحد فارق شدند. سید بدن مخدره را دفن کرد و از کرامت این مخدره در این سه روز سید نه محتاج غذا شد و نه محتاج اب و نه محتاج وضو. بعد که خواست مخدره را دفن کند , سید دعا کرد خداوند پسری به او مرحمت فرمود, مسمی به سید مصتفی.


خواب نمای عجیب و دیدار جنازه رقیه علیها سلام:
جد مادری من (پدر مادرم) مرحوم اقا سید ابراهیم دمشقی که از نوادگان عالم بزرگ مرحوم علم الهدی سید مرتضی است، از سن شریفش نود سال گذشته بود. او شخصی محترم، شریف و مورد توجه مردم دمشق بود. سه دختر داشت، ولی پسر نداشت. شبی دختر بزرگش در خواب دید که حضرت رقیه علیها السلام – دختر امام حسین (ع) – نزدش امد و فرمود: «به پدرت بگو به حاکم دمشق بگوید به داخل قبر من اب افتاده و بدنم در اذیت است. بگو بیاید و قبرو لحد مرا تعمیر کند.» ((توضیح اینکه در ان وقت نهر ابی در کنار قبر حضرت رقیه (س) جریان داشت.))
دختر بزرگ وقتی از خوب بیدار شد، ماجرا خواب دیدین خود را برای پدرش سید ابراهیم گفت. سید ابراهیم از ترس اهل تسنّن، ان را نادیده گرفت و دنبال نکرد.
شب دوم دختر وسطی او همین خواب را دید و به پدرش گفت. ولی باز هم پدر به ان ترتیب اثر نداد.
شب سوم دختر سومش همین خواب را دید و پدر گفت. باز پدرش ترتیب اثر نداد.
شب چهارم خود سید ابراهیم حضرت رقیه را در خواب دید. که با حالتی سرزنش امیز خطاب به سید ابراهیم فرمود: «چرا حاکم را باخبر نکردی؟»
صبح که سید ابراهیم از خواب بیدار شد نزد حاکم دمشق رفت. ماجرای خواب عجیب خود را بریا وی شرح داد واز او تقاضا کرد که مرقد مطهر را بازسازی کند.
حاکم، علما و صلحای سنی و شیعه دمشق را به حضور طلبید. و از انها خواست که غسل کنند و لباسهای پاکیزه بپوشند، و سپس به طرف حرم حضرت رقیه خاتون (ع) بروند. قفل در حرم با دست هر کدام که گشوده شد، او متصدی بازسازی مرقد شریف شود.
انها به همین برنامه عمل کردند. قفل در حرم برای هیچ کس گشوده نشد جز به دست سید ابراهیم.
سید ابراهیم و همراهان وارد حرم شدند. کلنگ هیچ کس در زمین قبر اثر نکرد جز کلنگ سید ابراهیم.
از این رو حرم را خلوت کردند. مرحوم سید ابراهیم از قبر خاکبرداری کرد. و به لحد رسید.
ان را شکافت و کفن و بدن مطهر رقیه خاتون علیها السلام را صحیح و سالم دید. اما آب زیادی در میان لحد جمع شده بود.
سید ابراهیم بدن مطهر ان حضرت را بیرون اورد و سه روز بالای زانوی خود نگه داشت و همواره گریه می کرد. در این سه روز بنّاها قبر شریف رقیه سلام الله علیها را بطور کامل بازسازی کردند.
سید ابراهیم در این سه روز، هنگام نماز، بدن مطهر حضرت رقیه (س) را روی چیز نظیف پاکی می نهاد، و بعد از نماز آن را برمی داشت و روی زانوان می نهاد. تا اینکه پس از باز سازی قبر، بدن مطهر را در میان قبر نهاد و روی آن را پوشانید.
از کرامات این یادگار امام حسین علیه السلام اینکه: سید ابراهیم درآن سه روز نه به غذا و آب نیاز پیدا کرد، و نه محتاج به تجدید وضو شد. و اینکه سید ابراهیم تا آن وقت (نود سالگی) پسر نداشت. هنگام دفن بدن مطهر حضرت رقیه علیها السلام دعا کرد که خداوند پسری به او عنایت کند. دعایش به اجابت رسید و خداوند در آن سن پیری، پسری به او عنایت فرمود که نامش را سید مصطفی گذاشت.
(در آن زمان دمشق در قلمرو حکومت عثمانی بود و سلاطین عثمانی در استامبول (ترکیه فعلی) سکونت داشتند.) حاکم دمشق ماجرا را به تفضیل به اطلاع سلطان عبدالحمید عثمانی رساند و سلطان عبدالحمید تولیت آستان مقدس حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت رقیه علیها السلام، مرقد شریف حضرت سکینه علیها السلام و حضرت ام کلثوم علیها السلام را به سید ابراهیم واگذار کرد. که این مقام پس از او به پسرش سید مصطفی و بعد از سید مصطفی به پسرش سید عباس رسید.
این ماجرا به احتمال حدود سال 1280 هجری قمری اتفاق افتاد.

"او نداند عاشقى ديوانه ام"
عمه جان ، بگذار گريم زار زار
چون كه ديگر پر شده پيمانه ام
عمه جان ، كو منزل و كاشانه ام
من چرا ساكن در اين ويرانه ام
آشنايانم همه رفتند و، من
ميهمان بر سفره بيگانه ام
عمه جان ، بگذار گريم زار زار
چون كه ديگر پر شده پيمانه ام
چون كه ديگر پر شده پيمانه ام
شمع ، مى ريزد گهر در پاى من
چون كه داند كودكى دردانه ام
عقل ، مى گويد به من آرام گير
او نداند عاشقى ديوانه ام
دست از جانم بدار اى غمگسار
من چراغ عشق را پروانه ام
بگذر از من اى صبا حالم مپرس
فارغ از جان ، در غم جانانه ام
بس كه بى تاب از پريشانى شدم
زلف ، سنگينى كند بر شانه ام
من گرفتار به زلف و خال او
من اسير آن كمند و دانه ام
خانمانم رفته بر باد اى عدو
كم كن آزار دل طفلانه ام
كى توانم رفت از كويش (حسان )
من نمك پرورده اين خانه ام
عمه جان شب مرگ من است امشب
واى كه از نور رخ بابم خرابه روشن است امشب
به زين العابدين بر گو كه ما پيمانه بشكستيم
تو هم پيمانه را بشكن در نزد من است امشب
دختر دردانه منم
به كنج ويرانه منم
عمه چه آمد بسرم
چرا نيامد پدرم ؟
رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
رقيه (س) جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبههاي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشتهاند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بودهاند.